این روزها از آن روشنک سابق خبری نیست...
من که همیشه توی اتاقم بودم این روزها چسبیده ام ور دل پدر و مادرم. کنارشان تلویزیون میبینم، کنارشان کتاب می خوانم، کنارشان چای می نوشم و خلاصه آن زمانی ک خانه ام، از کنارشان جم نمی خورند.
+توی محل کارم چند نفر سرما خورده اند و من با همین چند نفر چپیده ام توی یک اتاق سه در چهار و در مجموع فاصله هرکداممان از هم ب نیم متر هم نمیرسد. همین موضوع باعث شده دچار توهم خود بیمار انگاری شوم و اگر نمی دانید چیست همینقدر بدانید ک خیلی حس مزخرفیست و آدم را حسابی افسرده می کند.
برچسب:
نویسنده: رضا رفیعی