این درد مکرر
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 13:16
این روزها دیگر حوصله نمانده برایم. بگو چه کارهایی مانده که نکردی؟ کاری نمانده. جانم رسیده به لبم. دلم میخواهد از خانه بیرون بروم. از خانه بیرون رفتن تفریح علاهده من محسوب می شده که در شرایط عادی هر 5،
باغ اسرار آمیز
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 13:16
+این رنگ آمیزی تمام شد. چ باغ قشنگی شد! چ رنگ های سحر انگیزی! خدا چرا چنین برگ هایی خلق نکرده؟
ایتالیا، ایتالیا
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 13:16
دیشب همزمان با تماشای کنسرت آنلاین آندره بوچلی اسپاگتی سبزیجات میل می کردم و از اپرای بی نظیر ایتالیایی لذت می بردم؛ بدون برنامه ریزی قبلی، موزیک و غذا از یک خاستگاه بودند! من خیلی اپرا دوست دارم. من عاشق اسپاگتی و پیتزای سبزیجات هستم.
مرور چالش ها و طرح چالش های جدید
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 13:16
موفقیت من در "چالش جیغ جیغو نبودن" : 7 از 10موفیت من در چالش "واچ کربز" : 8 از 10 (ب خاطر دو روز سرپیچی!)چالش های در جریان : "مطالعه کتاب"(مهلت تا 5 اردیبهشت) + "GRE vocab" (تا آخر فروردین ماه)چالش جدید:+ ده روز نماز اول وقت (یعنی تا حداکثر نیمساعت بعد از اذان)+ ده روز 45 دقیقه ورزش روزانه
طرح یه خاطره خوب
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 13:16
یه شب تابستونی ساعت ١٢ بامداد داشتم از فرودگاه برمیگشتم با اسنپ. پلی لیستی ک راننده برای پخش تو ماشینش انتخاب کرده بود یه جوری خوب، یه جوری دوست داشتنی و یه جوری ب ذائقه من خوش میومد ک انگار قبلش با م
مهماندار رند!
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 13:16
با قطار می رفتم تهران. یه قفسه شیشه ای کوچیک بعد از کوپه مهماندار قرار داشت. مهماندارو صدا زدم تا دریچه قفسه رو باز کنه و یککتاب از بین کتابا برداشتم. مهماندار ک ی مرد جوون بلند قد بود یه نگاه ب عنوان
ماعودی: یک عاشقانه آرام
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 13:16
"ماعودی": یک عاشقانه نرم و آرام و نجیب و بی هیاهو؛ مناسب برای تماشا در یک عصرگاه دلچسب بهاری
آداب شبانگاه خوابگاه!
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 13:16
یادمه یکی از اولین شبایی ک رفته بودم خوابگاه انقد صدای گرومب گرومب میومد و اتاق تکون می خورد ک فک کردم زلزله اومده خیلی وحشت کردم!!کاشف به عمل اومد اتاق طبقه بالا رقص کردی می کردن! :////
چه چیز از شوهر داشتن جذاب است؟
-
تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 13:16
وقتی سنین بلوغو پشت سر می گذاری و پا میگذاری ب عرصه بزرگسالی امکان نداره فکر ازدواجو از سر نگذرونده باشی. حتی اگر آمادگیشو نداشته باشی ذهنت ی سری فانتزیا درباره این قضیه برات میسازه؛ اینکه دوست داری چ
چگونه یک کتابخوان حرفه ای شویم؟
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 4:28
حتما شنیده اید ک می گویند سرانه مطالعه مردم ایران در سال حدود دو دقیقه است. این مقدار در آمریکا برابر با ٢٠ دقیقه است. مقدار زمان مطالعه ایرانی ها در مقایسه با این عدد ناچیز است؛ احتمالا همان میزا
اسفندی ک شبیه ب هیچ یک از سال ها نیست
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 4:28
حالم خوب نیست. حالم اصلا خوب نیست. گفتم بیایم بنویسم بلکه حالم خوب شود/. مگر نه اینکه نوشتن همیشه در بزنگاه ها تسکینم داده؟ حالا هم باید همین کار را بکند. هرچند دیگر مدت هاست هیچ چیز سر جای خودش قرار
ابراز نگرانی
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 4:28
نکند دیگر نتوانم کسی را دوست بدارم. این مثل این است ک ب آدم خبر بدهند دچار قطع عضو شده و مثلا دیگر نمی تواند از یک پا یا دستش استفاده کند. حالا احساس گرم و شور انگیز مدت هاست ب قلبم نیامده و لرزشش را زیر پوستم حس نکرده ام.. می ترسم! خدایا نخواه ک عاشق نباشم...
توهم خود بیمار انگاری
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 4:28
این روزها از آن روشنک سابق خبری نیست...من که همیشه توی اتاقم بودم این روزها چسبیده ام ور دل پدر و مادرم. کنارشان تلویزیون میبینم، کنارشان کتاب می خوانم، کنارشان چای می نوشم و خلاصه آن زمانی ک خانه ام،
چگونه یک کتابخوان حرفه ای شویم ؟ ٢
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 4:28
تبدیل شدن ب یک کتابخوان حرفه ای اصلا آسان نیست خصوصا در این زمانه. ذهن هایمان را تنبل بار آورده ایم و شیفته دریافت سریع اطلاعات در کوتاهترین زمان هستیم. علاقه مان را ب کلمات روی صفحه های کاغذی ساده از
دوست داشتید کدام حیوان باشید؟
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 4:28
امروز از مامان پرسیدم اگر قرار بود یک حیوان باشد کدام حیوان را ترجیح میداد؟ مامان بیدرنگ پاسخ داد پرنده.من کمی فکر کردم و گفتم گرگ. مامان نمیتوانست باور کند. هرچند از من نپرسید ک چرا این حیوان را انتخ
میعادگاه من؛ دانشگاه
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 4:28
خلاصه ی آن درسی که طی سه سال فاصله ای ک بین کارشناسی و کارشناسی ارشدم از زندگی گرفتم آن بود که من باید دانشجو باشم و شغل آینده ام باید ارتباط نزدیکی با دانشگاه و علم آموزی داشته باشد. در علم آموزیست ک
سرگرمی های من درآوردی!
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 4:28
خانه که باشی هزار تا کار هست ک می توانی انجام دهی.من فیلم نگاه می کنم و گاهی سریال می بینم. اخیرا فیلم "خفه گی" را دیدم ک خوب بود. گاهی هم فیلم های خارجی را ک یکی دوبار دیده ام باز می بینم.کتاب داستان
چرا نباید نصیحت کنیم؟ (ب بهانه فیلم "ویل هانتینگ خوب")
-
تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 4:28
همه چیز در زمان خودش روی میدهد. حقیقت آن است که یک چیزی در درون آدم باید رخ دهد تا کاری خارق العاده(ورای عادت) برای زندگیش کند. یک آدم هرچقدر هم نابغه باشد تا خودش ب آن نقطه نرسد، تکانی ب خود نخواهد
ب خود آ
-
تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 17:56
روشنک تو رو خدا مواظب خودت باش دختر!تو هیچکسو نداری آخه...
اوضاع نه چندان خوب
-
تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 17:56
یکی از عذاب هایی ک یک دختر مجرد ایرانی ک بنا ب عرف همراه با خانواده اش زندگی می کند مجبور است متحمل شود این است ک همواره با او مثل یک شیء برخورد می کنند از این بابت ک می پندارند او را مثل یک سشوار یا