خرید بک لینک

خلاصه ی آن درسی که طی سه سال فاصله ای ک بین کارشناسی و کارشناسی ارشدم از زندگی گرفتم آن بود که من باید دانشجو باشم و شغل آینده ام باید ارتباط نزدیکی با دانشگاه و علم آموزی داشته باشد. در علم آموزیست که آرام می گیرم. از درس خواندن و یادگرفتن خوشم می آید. آن گوشه گیری و خلوتی که پشت لپ تاپ، یک نوشیدنی گرم، یک موسیقی آرام و خواندن مقاله علمی و یا نوشتن آن حاصل می شود را هیچ جای دیگری پیدا نکردم. آن حس خوب به ثمر نشستن یک کار علمی درست و درمان را با هیچ چیز عوض نمی کنم.

دیگر دلم نمی خواهد برگردم ب آن روزهایی که دور از مقصود وجودی ام، دانشگاه، دست و پا میزدم. در مشاغلی ک بدون ادامه تحصیل و دانشجو بودن برایم معنا و مفهوم نداشتند و ارزشمند نبودند. چون دانشگاه رفتن برای هرکس اجبار بوده و جبری ک از سوی خانواده و جامعه ایجاب شده، برای من "انتخاب" بوده. این روزها هم ک در شرکت تلف می شود و ب نویسندگی سرگرمم، ب امید بازگشت ب دانشگاه و ادامه تحصیل است ک دوام می آورم.

برچسب: نویسنده: رضا رفیعی تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 4:28

صفحه بندی