امروز از مامان پرسیدم اگر قرار بود یک حیوان باشد کدام حیوان را ترجیح میداد؟ مامان بیدرنگ پاسخ داد پرنده.من کمی فکر کردم و گفتم گرگ. مامان نمیتوانست باور کند. هرچند از من نپرسید ک چرا این حیوان را انتخاب کردم دلایل من محفوظ است.
نمیدانم آیا شما هم ب گوشتان خورده یا نه ک گرگ ها کشش خارق العاده ای ب ماه کامل دارند و سر همین قضیه افسانه های زیادی نقل شده. خب من هم در مواقعی خیلی رفتار عجیب و غریبی پیدا می کنم و در یک کلام، خطرناک میشوم. ب شما اطمینان میدهم بروز این نوع رفتار در من هیچ ربطی ب چرخه قاعدگی و نوسانات هورمونی ام ندارد ک در اینصورت همه زنان ب گرگ ها شباهت داشتند. در واقع خطرناک شدن من مواقعی روی میدهد ک اوضاع بی آنکه بدونم چگونه از کنترلم خارج می شود. برعکس گرگ ها من در این شرایط نابسامان خُلقی، از کوه بالا نمی روم ک زوزه بکشم، بلکه بروز هیجاناتم را با خوردن هیجانی(خصوصا کربوهیدرات) ، نوشیدن قهوه ب میزان زیاد، شب بیداری های پی در پی، روزخوابی های تهوع آور و بداخلاقی های تحمل ناشدنی بروز میدهم. تا یادم نرفته بگویم ب طرز دیوانه وار سریال میبینم و پای لپ تاپ غذا میخورم و میخوابم و باز سریال میبینم و این سیکل معیوب و آسیب زننده را ادامه میدهم.
از سوی دیگر گرگ ها را ب خاطر مرموز بودنشان دوست دارم. اصلا همینکه کلی قصه و افسانه پشتشان است کافیست تا ب حیوانات ایده آل من بدل شوند.
ضمنن گرگ ها جزو حیوانات شب زی اند. این نوع حیوانات همانطور ک از اسمشان پیداست ظاهرن شب ها کلی کار برای انجام دادن دارند و در طول روز فقط چرت میزنند و منتظر میشوند تا شب برسد.(بماند ک جانور شناسان دلایل محکمه پسندتری برای این نوع سبک زندگی دارند...)
آخر آنکه یک جایی شنیدم گرگ ها یکبار و برای همیشه جفت خود را انتخاب می کنند. ب اصطلاح جوان های امروزی "لاشی" نیستند یا "تک پر" محسوب می شوند. از این حیث نیز شاید ب طبع من نزدیکی بی مثال داشته باشند چراکه ک من نیز این نوع ارزشمندی ذات را میپسندم و عشق در نظرم الکی الکی نیست.
برچسب:
نویسنده: رضا رفیعی