اما همانطور لبخند روی لبش مانده بود. این طولانی ترین لبخندش بود. چون به ندرت لبخند می زند کم حرف می زند و اصلا نمی خندد ،این لحظه ها بسیار ارزشمند می شوند و از یاد نمی روند..
+آقای الف من قطعا پاییز دیگر کنار شما نخواهم بود خاطره لحظه های خوبی ک کنار هم داشتیم را چ کار کنم؟ دلم خیلی برای شما تنگ می شود...لیکن باید بدانید منصب "مرد بد اخلاق دوست داشتنی من" قبلا و قلبا متعلق ب شما می ماند..
برچسب: لبخند,
نویسنده: رضا رفیعی